یلدا ...
☔
بوی یلدا را میشنوی؟
انتهای خیابان آذر
باز هم قرار عاشقانهٔ پاییز و زمستان
قراری طولانی به بلندای یک شب
شب عشقبازی برگ و برف
پاییز چمدان به دست ایستاده!
عزم رفتن دارد...
آسمان بغض میکند، میبارد
خدا هم میداند عروس فصلها چقدر دوستداشتنی است
کاسهای آب میریزد پشت پای پاییز
و تمام میشود...
پاییز، ای آبستن روزهای عاشقی،
رفتنت بهخیر
سفرت بیخطر...
مهتا_منتظر
🕳️🫂
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام آذر ۱۴۰۴ ساعت 19:37 توسط مجتبی
|
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم