دلا ...
دلا با مغان آشنائی طلب
ز پیر مغان آشنائی طلب
به کنج قناعت گرت راه نیست
ز دیوانگان رهنمائی طلب
اگر عارفی راه میخانه گیر
و گر ابلهی پارسائی طلب
دوای دل خسته از درد جوی
نوای خود از بینوائی طلب
اگر صد رهت بشکند روزگار
مکن از خسان مومیائی طلب
(عبید زاکانی)
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 11:57 توسط مجتبی
|
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم