حکایت ...
سحر بلبل حکایت با صبا کرد
که عشق روی گل با ما چه ها کرد
و از ان روی رخم خون در دل افتاد
که از ان گلشن به خوارم مبتلا کرد ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 17:58 توسط مجتبی
|
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم