غم دل ...
غم دل با که بگویم که مرا یاری نیست
جز تو ای روح روان، هیچ مددکاری نیست
غم عشق تو به جان است و نگویم به کسی
که در این بادیهی غمزده، غمخواری نیست
راز دل را نتوانم به کسی بگشایم
که در این دیر مغان راز نگهداری نیست
لطف کن، لطف و گذر کن به سر بالینم
که به بیماری من جان تو، بیماری نیست
قلم سرخ کشم بر ورق دفتر خویش
هان که در عشق من و حسن تو، گفتاری نیست
(امام خمینی)
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 21:58 توسط مجتبی
|
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم